آقــا عــلـــى اكــبــر جــــونـــــمآقــا عــلـــى اكــبــر جــــونـــــم، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
زینب خانوومزینب خانووم، تا این لحظه: 2 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

❀◕ ‿ ◕❀على اكبر مامانى و بابايى❀◕ ‿ ◕❀

عصر عاشورا

جنایات سپاه عمر بن سعد ، در عصر عاشورا - عاشورا ( دهم محرم ) ، سال 61 هجری قمری پس از شهادت جانسوز ابا عبدالله الحسین (ع) و هفتاد و دو تن از یاران فداکار وی در صبح و عصر عاشورا ، دشمنان اهل بیت (ع) جنایت های دیگری در عصر عاشورا مرتکب گردیدند ، که به طور اختصار به آن ها اشاره می کنیم :   غارت خیمه های حسینی سپاهیان عمر بن سعد ، به ویژه جنایت کاران گروه نابکار و سفاک شمر بن ذی الجوشن ، پس از شهادت امام حسین (ع) به خیمه های آن حضرت یورش برده و آن ها را غارت کردند و چهارپایان ، لباس ها ، صندوق ها ، اسلحه ها ، خوارکی ها و هر چه یافتند ، تمامی آن ها را به یغما بردند . آنان ، حتی حریم اهل بیت (ع) را مراعات نکرده و زیور آلات و ...
5 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 10

  روز عاشورا سپیده دم امام حسین علیه ‏السلام با اصحابش نماز صبح را خوانده و دست مبارکش را به سوى آسمان برداشت و گفت :   " اللهم انت ثقتى فى کل کرب و رجائى فى کل شده ، و انت لى فى کل امر نزل بى ثقه وعده ، کم من هم یضعف فیه الفواد و تقلّ فیه الحیله و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه العدو نزلته بک و شکوته الیک رغبته منى الیک عمن سواک ففرجته و کشفته فانت ولى کل نعمه و صاحب کل حسنه و منتهى کل رغبه ؛ خداوندا ! تو پناه منى در مشکل ‌ها ، و امید منى در سختی‌ ها ، و ملجأ و یاورم هستى در آنچه که بر من نازل شود ؛ پروردگارا ! از چه دل زخم ‌هاى رنج آورى که قلب را شکسته و چاره را گسسته و دوست را به ناروائى داشته و نیش دشمن ...
5 آذر 1391

شب عاشورا

  شب عاشورا   خطبه امام حسین ( علیه السلام ) شب عاشورا امام حسین ( علیه السلام ) یاران خود را نزدیک غروب به نزد خود فراخواند . حضرت علی بن الحسین ( علیه السلام ) می فرماید : من نیز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالیکه بیمار بودم پدرم به اصحاب خود فرمود : " اثنى على الله احسن الثنأ و احمده على السرأ و الضرأ ، اللهم انى احمدک على ان اکرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدین فاجعلنا لک من الشاکرین ، اما بعد فانى لا اعلم اصحابا او فى ولا خیرا من اصحابى ولا اهل‌بیت ابر ولا اوصل من اهل ‌بیتى فجزاکم الله جمیعا عنى خیرا . الا و انى لاظن یومنا من هؤلأ الاعدأ غدا و ...
4 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 9

  روز نهم محرم ( تاسوعا ) امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : تاسوعا روزی است که در آن روز امام حسین و اصحابش را محاصره کردند و لشکر کوفه و شام در اطراف او حلقه زده و ابن مرجانه و عمر بن سعد به جهت زیادی لشکر و سپاه اظهار شادمانی و مسرت می کردند و در این روز حسین را تنها و غریب یافتند و دانستند که دیگر یاوری به سراغ او نخواهد آمد و اهل عراق او را یاری نخواهند کرد .   امان نامه : چون شمر ، نامه را از عبیدالله گرفت تا در کربلا به ابن سعد ابلاغ کند ، او و عبدالله بن ابی المحل ( که ام البنین عمه او بود ) به عبید الله گفتند : ای امیر ! خواهر زادگان ما همراه با حسین اند ، اگر صلاح می بینی نامه امانی برای آنها بنویس ، عبی...
4 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 8

  روز هشتم محرم چون تشنگى ، امام حسین و اصحابش را سخت آزرده کرده بود ، آن حضرت کلنگى برداشت و در پشت خیمه ‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله ، زمین را کند ، آبى پس گوارا بیرون آمد ، همه نوشیدند و مشگ‌ ها را پر کردند ، سپس آن آب ناپدید گردید و دیگر نشانى از آن دیده نشد .   خبر این ماجرا شگفت‏ انگیز و اعجازآمیز توسط جاسوسان به عبیدالله رسید ، و پیکى نزد عمر بن سعد فرستاد که : به من خبر رسیده است که حسین چاه مى‏ کند و آب به دست مى‏ آورد ، و خود و یارانش مى ‏نوشند ! به محض این که نامه به تو رسید ، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین و اصحابش بیشتر سخت بگیر و با آنان چنان رفتار ک...
3 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 7

روز هفتم محرم در این روز عبدالله بن زیاد نامه ‏اى به نزد عمر بن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده و اجازه نوشیدن حتى قطره‏ اى آب را به امام ندهد ، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد !!   عمر بن سعد نیز فوراً عمر بن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند ، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین علیه ‏السلام صورت گرفت . در این هنگام مردى به نام عبد الله بن حصین ازدى که از قبیله بجیله بود فریاد برداشت که : اى حسین ! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانى نخواهى دید ! به خدا سوگند که ...
2 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 6

روز ششم محرم عبید الله در این روز نامه ‏اى به عمر بن سعد نوشت که : من از نظر کثرت لشکر اعم از سواره و پیاده و تجهیزات ، چیزى را از تو فروگذار نکردم ، توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را براى من مى‏ فرستند ! وضعیت لشکر دشمن چون مردم مى ‏دانستند که جنگ با امام حسین علیه ‏السلام در حکم جنگ با خدا و پیامبر اوست ، تعدادى در اثناى راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار کردند . نوشته ‏اند که : فرمانده ‏اى که از کوفه با هزار رزمنده حرکت کرده بود ، چون به کربلا مى ‏رسید فقط سیصد یا چهار صد نفر و یا کمتر از این تعداد همراه او بودند ، بقیه به علت اعتقادى که به این جنگ نداشتند ، اقدام به فرار کرده بودند . ...
1 آذر 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 4

روز چهارم محرم در این روز عبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه جمع کرد و خود بر منبر رفت و گفت : ای مردم شما آل سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکوست ، و به زیر دستان احسان میکند و عطایای او بجاست و پدرش نیز چنین بود و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت کنم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید . سپس از منبر پایین آمد و برای مردم شام نیز عطایایی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند ، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرک...
29 آبان 1391

تاریخ حادثه ی عاشورا - 3

روز سوم محرم ، اعزام لشکر به سوى کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنى روز سوم محرم با چهار هزار سپاهى از اهل کوفه وارد کربلا شد .   برخى نوشته‏ اند که : بنو زهره ( قبیله عمر بن سعد ) نزد او آمده و گفتند : تو را به خدا سوگند مى ‏دهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو ، زیرا این باعث دشمنى میان ما و بنى ‌هاشم مى‏ گردد .   عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استغفا کرد ، ولى عبیدالله استعفاى او را نپذیرفت ، و او تسلیم شد .   و برخى از تاریخ نویسان نوشته ‏اند : عمر بن سعد دو پسر داشت : یکى به نام حفص که پدر را تشویق و ترغیب به رفتن کرد تا با امام علیه ‏السلام مقابله کند ،...
28 آبان 1391