آقــا عــلـــى اكــبــر جــــونـــــمآقــا عــلـــى اكــبــر جــــونـــــم، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
زینب خانوومزینب خانووم، تا این لحظه: 2 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

❀◕ ‿ ◕❀على اكبر مامانى و بابايى❀◕ ‿ ◕❀

شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) تسلیت باد

      گرچه سه سال بیشتر ندارد، اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛ شکایت‏هایی که تاب باز گفتن‏شان را ندارد. بغض‏ها روی هم جمع شده است و به یک‏باره می‏خواهد فوران کند؛ آن هم در میان خرابه‏ای در یک شهر بزرگ که مردمانش یک روز تمام را بر آنان سنگ زده‏ اند و بر غم کاروان افزوده‏ اند و اینک رفته ‏اند تا آسوده بخوابند؛ آسودگی‏شان را صدای گریه کودکی سه ساله برهم می‏زند. سه سال بیشتر ندارد، اما صدای گریه ه‏اش، خواب آسوده یک شهر را برهم می‏زند... و چقدر زود صدایش خاموش شد!   جان داد در مقابل چشمان عمه اش با بال های زخمی خود پر گرفت و رفت   ...
16 آذر 1392

25ماهگی

 سلام گل پسرم قند عسلم حالت خوبه؟ ماهگیت مبارک زندگی مامان   ۱۴آبان بود دیدم یه دفعه ناجور تب کردی پیش خودم شاید میخواد دندون در بیاره خودم بهت شربت تب بر بهت دادم.فرداش دیدم کف پاهات و کف دستات دونه قرمز دراومده تبتم هنوز بالا بود رفتیم دکتر،خانم دکتر گفت احتمالا این دونه ها آبله مرغون هستن.چندروز بعدش هم اون دونه ها بالاتر اومدن ولی خداروشکر توی صورتت زیاد نزدی چندتا داشتی ولی ریز بودن.الانم خداروشکر بهتر شدی دیگه به خاطر همین دیگه امسال محرم سعادت نداشتم جایی مراسم عکسای قندعسل در ادامه مطلب...  اینجا 6آبانه بیدارت کردم که بریم بهداشت خوابت مییومد جلوی تلویزیون خوابت برده بود ...
3 آذر 1392

شب دهم محرم-شب عاشورا

شب دهم: شب اباعبدالله الحسين پیش من نیزه ها کم آوردند بخدا سر نمیدهم به کسی غیرت الله من خیالت جمع من که معجر نمیدهم به کسی شعر برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران     روضه شب عاشورا با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه یه دختری توخیمه ها خواب اسیری میبینه خواب میبینه رو صورتش اشک یتیمی میریزه امشب شب پر کشیدن امشب شب روضه / هر کس با چشمای بارونی مشغول نمازه   ...
22 آبان 1392

شب نهم محرم-شب تاسوعا

شب نهم: شب حضرت ابوالفضل العباس-شب تاسوعا ای وای سایه ی سرم ازدست میرود پشت وپناه دخترم از دست میرود بی تکیه گاه می شوم و میخورم زمین یک کوه دربرابرم از دست میرود شعر برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران   مداحی شب تاسوعا محرم با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه پاشو ای برادر من،پاشو از جا پهلونم / پاشو که میخوام بلند شم اما دیگه نمیتونم غم بچه ها شده غم چشای ساقی صدای اخاه / نوحه ی رو لبای ساقی دعا میخونه یه دختری برای ساقی مداحی شب تاسوعا محرم با نوای حاج محمود کریمی دامن کشان رفتی دلم زیرو رو شد / چشم حرامی با، با حرم رو به رو شد ...
21 آبان 1392

شب هشتم محرم

شب هشتم: شب حضرت علی اکبر گاهی همه به دور پسر جمع می شوند گاهی همه به دور پدر جمع می شوند این هاکه دست وپای علی راگرفته اند هشتاد و چهار  فاطمه سرجمع می شوند شعر برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران   مداحی شب هشتم محرم با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه من به جای تو میمیرم تو به جای من بلند شو / من برای تو میمیرم تو برای من بلند شو   ...
20 آبان 1392

شب هفتم محرم

شب هفتم:شب حضرت علی اصغر آری سر شانه ام کبوتر شده بود از خیمه برای پر زدن در شده بود در کوچکی اش داشت بزرگی می کرد یعنی علی اصغر، علی اکبر شده بود شعر برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران   روضه شب هفتم محرم با نوای حاج مهدی شلحشور با خودم فکر میکنم اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشه     روضه شب هفتم با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه وقتی که آسمون دلش زاره / با غصه های طفل شیرخواره   ...
19 آبان 1392

شب ششم محرم

شب ششم: شب قاسم بن حسن   بی سبب نیست حرم پشت سرت راه افتاد نیست ممکن بروی و دل ما را نبری قاسمم را به روی زین بگذار عبّاسم قمری را به روی دست گرفته قمری شعر برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران مداحی شب ششم محرم با نوای حاج محمود کریمی روی دستم زنده بمون پسرم / پیکرت رو تا به حرم ببرم مداحی تصویری شب ششم محرم- هیئت الرضا کرج دانلود بسیار زیبا ...
18 آبان 1392

شب پنجم محرم

شب پنجم: شب عبدالله بن حسن یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنی که به این سینه مجروح تو با پا نزنی ذکر لا حول ولا از دو لبش می بارد با چنین نیزه سر سخت به لبها نزنی شعر برگرفته از وبلاگ تیشه های اشک مداحی شب پنجم محرم با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه بارونی عمو نگاه خیمه / پاشو بریم که بی پناهه خیمه   ...
17 آبان 1392